بند باز
روی این طناب
اینجا همیشه باید تنها بود و دید مردمی که واست دست میزنن تا ......
شاید کمتر کسی باشه که بخواد صحنه ی هیجان انگیزی مثل افتادنم از روی بندو از دست بده البته دلیله خوبی هم هست برای ابرازه محبتو تاسف از این اتفاق تاسف بار و وااااااااااااااای که چه قدر من مهربونم
قدم زدن روی این طنابو دوست دارم با اینکه روش همیشه باید تنها بود و حس کرد سرماشو و دونست
که گرمای پاهات هیچ وقت حس نمیشه
به امید یه چوب باید فراموش کرد که هر لحظه شاید این طناب پاره بشه
کاش میشد تا ابد روش قدم برداشتو حس نکنه وجودمو
کاش بندم بعضی وقتا به من نیاز پیدا میکرد
کاش دلش برای قدمام تنگ میشد
اما در هر صورت من یه بند بازمو قبل از قدم گذاشتنم روی این بند چیزی نبودم و وقتی برنامه ی امروزمم تموم بشه بازم هیچی نیستم
اون طرف این راه باریک چیزی جز یه مشت لبخند مصنوعی نیست
جز آدمایی که به هر دلیل تبریک بگن برای رکورد جدیدت و هیچ وقت نمیفهمن چرا هر دفعه میخوام طناب طولانی تر بشه
باید تنها بودو قدم برداشت و نترسد ازافتادن که بهتر از هیچ بودنه
حس پرواز و مرگ زیاد از هم دور نیست
شاید لذت پرواز چیزی جز ترس از افتادن نباشه
کاش میشد همینجا بایستم
شاید عشق چیزی جز این نباشه





